آنچه در مقدمه کتاب در ضرورت آموزش علوم می خوانید :

کودکان از همان زمان تولد، با استفاده از حواس پنجگانه به کاوش در محیط می پردازند و به مرور دانش و شناخت خود را از محیط اطرافشان بالا می برند. تا حدود 3 یا 4 سالگی اکثر کودکان کسب مهارت های نخستین را می آموزند و از آن پس نقش مهارت های تکمیلی اهمیت بیشتری پیدا می کند. از این رو لازم است در آموزش علوم به کودکان دقت شود و مهارت ها و توانایی های آن ها را در شناخت بهتر محیط اطرافشان افزایش دهیم.

اهداف علوم در دورۀ پیش دبستانی  بیشتر بر شناخت اعضای بدن، ویژگی و شناخت جانوران و گیاهان، فواید گیاهان و جانوران، آب و هوا، نظافت و پاکیزگی، گرما و سرما، حرکت یا جابجایی و سایر مفاهیم بنیادین تأکید دارد.

علاوه بر مطالب مطرح شده در این کتاب لازم است که والدین در هر محیطی با طرح سوالات ساده در مورد مفاهیم کلی، کودک را به مشاهدۀ دقیق محیط، جستجو، آزمایش و یافتن جواب ترغیب کنند. آموزش علوم هیچگاه از طریق کتاب میسر نمی شود، اما کتاب نخستین گام برای ورود به آزمایش های عملی محسوب می گردد.

مهمترین مهارت در آموزش علوم، توانایی مشاهدۀ دقیق است. مشاهدۀ دقیق، کلید دستیابی به سایر مهارت هاست. درآموزش مشاهدۀ دقیق، مهمترین کار این است که کودک بتواند از یک یا چند حس خود برای درک پدیده های محیط اطرافش استفاده کند. با مشاهدۀ دقیق کودک اطلاعاتی را جستجو می کند که منجر به افزایش دانش و آگاهی او می شود.

با مشاهدۀ دقیق، کودک، شباهت ها و تفاوت ها را تشخیص می دهد. برایش سؤال هایی پیش می آید که او را به یافتن جواب آن تشویق می کند.انگیزۀ آزمایش و پژوهش در او ایجاد می شود.

مهمترین کار این است که کودک به محیط اطراف خود با دقت بیشتری نگاه کند و برای یافتن پرسش هایی که جواب آن را نمی داند، سؤال کند.

کودک باید یاد بگیرد از تمامی حواس خود برای یک مشاهدۀ خوب و کامل استفاده کند. مثلاً در مشاهدۀ یک میوه با چشم رنگ و شکل آنرا تشخیص می دهد. با دست سفتی و نرمی وخصوصیات پوست آنرا لمس می کند. با بینی، بوی آنرا تشخیص می دهد. با زبان مزۀ آنرا می چشد.( در مشاهدۀ دقیق هر کدام از حس های پنجگانه را که می تواند باید بکار گیرد.)

مشاهدۀ دقیق، کودک را به سمت کشف کردن چیزهای جدید در محیط اطرافش سوق می دهد. این کار سرآغاز تمامی کشفیاتِ انسان های بزرگ در طول تاریخ بوده است.مشاهدۀ دقیق باعث می شود کودک به نظم حاکم بر محیط اطرافش آگاه شود. او به تدریج در می یابد که هر آنچه در اطراف اوست تابع نظمی دقیق و حساب شده است. این آگاهی او را به اصل علت و معلول راهنمایی می کند. تمام اختراعات بشر بر این اصل استوار است.

وقتی کودک با دقت مشاهده می کند، برای سؤال هایش دنبال جواب می رود و جواب را می یابد یعنی او شخصاً در فرایند یادگیری شرکت کرده است. این نوع یادگیری از پایدارترین نوع یادگیری است و اثرات آن همیشه در ذهن کودک باقی می ماند.

کودک با استفاده از حس های پنجگانه کم کم در می یابد که این حواس ابزارهای ارتباط او با محیط اطرافش می باشند و فقدان هر یک از آنها مشکلاتی را برای او ایجاد می کند. متوجه می شود که بوسیلۀ این حواس است که می تواند بر دانش و آگاهی خود بیفزاید. بنابراین ترغیب می شود تا مراقب هر یک از آنها باشد.(این مراقبت از طریق آموزش کامل می شود.)

لینک های اصلی سایت

منبع: ketabekoodak.com

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :